تبليغاتX
غمگین

غمگین

روز خيابان/ بهروز در وسط    خيابان ايستاده و از كيفي كه در دست دارد يك دسته پول درآورده و سرگرم شمردن آن است كه ناگهان دزد تند و سريع از سمت راست كادر وارد شده  و به سوي بهروز دويده ، تند و فرز پولها ويا كيفش را دزديده و از سمت چپ كادر خارج ميشود. بهروز اندكي متحير برجاميماند و سپس انگار تازه متوجه شود كه چه اتفاقي برايش افتاده است فرياد ميزند:‌

بهروز: اي آقا ! جسارت نباشه دزد! تقاضا دارم بگيريدش ،دزد!

بهروز بعد از گفتن اين جملات به سرعت به دنبال دزد از سمت چپ كادر خارج ميشود . اندكي بعد دزد و به فاصلة‌كمي پشت سر او بهروز از سمت چپ وارد كادر ميشوند. معلوم است كه دزد خيلي خسته شده و نفس نفس ميزند .اما بهروز كاملاً سرحال است و به راحتي ميدود. آندو ميدوند(احتمالاً‌درجا) سرانجام بهروز از پشت سر يقة‌دزد را گرفته ومانع از حركت او ميشود . دزد در اين لحظه انگار كه ديگرنفسي برايش باقي نمانده باشد از حال ميرود. روي زمين مينشيند و تند تند نفس ميكشد ،تا جايي كه باعث نگراني بهروز ميشود. بهروز كنارش مينشيند و با چيزي (مثلاً يك روزنامه ) او را باد ميزند.

دزد( نفس نفس ميزند) : پرولاپس دارم،ميدونيد كه چيه؟! ضربان اضافه قلب.نبايد بدوم.

بهروز(نگران ):‌جسارت نباشه ولي فكر كنم با اين احوالي كه شما دارين بهتره شغلتون رو عوض كنيد. اين شغل دوندگيش زياده، با اين قلب بيمارشما مناسب حالتون نيست!

دزد: اي آقا چي كار كنم،تخصص ما هم اينه(تحسين آميز) اما ماشال...شما خوب نفسي داري ها! انگار نه  انگار يه ساعته داري دنبال من  ميدوي.

بهروز: تعريف از خود نباشه من هر روز در ورزش صبحگاهي پارك محله مون شركت فعال دارم . البته همان طور كه مستحضريد ورزش واقعاً براي سلامتي جسم و جان خيلي مفيده.البته امروز فهميدم كه از نظر مالي هم ميتونه مفيد باشه.  فكر كنم بدنيست شما هم امتحان بفرماييد.

دزد: اي آقا ! شما هم ماشاال..نفست از جاي گرم بيرون مياد ا. من كي وقت اين كارا را دارم؟.خودت كه ميدوني من خروسخون ميرسم خونه ام.اون وقت شما ميفرماييد كلة‌سحر هم پاشم برم تو پارك ورزش كنم؟!

بهر.وز:‌البته صحيح ميفرماييد ، اما ميتونيد بعد از ظهرها تشريف ببريد پارك محله تون نيم ساعت پياده روي كنيد . باور بفرماييد براي آمادگي جسماني بدنتون خيلي مفيده ، مخصوصاً با اين شغل سركار!

دزد:‌پارك محله؟!اي بابا!پارك محله ما مثل پاركاي شماهانيست كه چارتاپيرمرد بازنشسته و مادرا با بچه هاشون بيان . پارك محل ما پر از اراذل و اوباشه، امنيت نداره كه!تازه من هم كف پام مادرزادي صافه هم سائيدگي زانو دارم . نميتونم پياده زياد راه برم.

بهروز: پس پيشنهاد ميكنم از ورزشهاي اصلاحي استفاده كنيد. ساعت 9 هرروز تلويزيون برنامه ورزشهاي اصلاحي داره.

دزد:‌اي آقا ! منكه مثل شما حقوق بگير دولت نيستم كه كارم ساعت كار داشته باشه . من دور از  جون شما از صبح تا شب بايد عين سگِ حسن دله بدوم. كي وقت اين كارها رو دارم؟اصلاً فكر ميكني ميتونم يه برنامه ببينم؟‌به جون داداش ، چي بشه شبي نصفه شبي كارم به يه خونه بيفته اونجا يه تلويزيون هم ببينم.

بهروز:‌البته كه كاملاً درسته . شغل شما هم ساعت كار نداره . اگه تعريف از خود نباشه من ميتونم يك چند حركت اصلاحي كه از مربي محترم برنامة‌ورزش صبحگاهيمون ياد گرفتم خدمتتون آموزش بدم . هر وقت ديدين كه فرصت داريد اونا رو انجام بدين.

دزد:‌آقايي! لطف ميكني.

بهروز كيفش را كه از دزد گرفته روي زمين ميگذارد و بلند شده قصد آموزش دارد.

بهروز:‌توجه بفرماييد در مرحلة‌اول چند حركت كششي خدمتتون ميگم كه براي آماده كردن بدن براي آغاز يك روزه. اول چند نفس عميق بكشيد. ( در همان حال دستهايش را با ريتم نفسها بالا و پايين ميبرد) حالا دستها رو در هم قلاب كرده بالاي سرتون ببريد و بكشيد. بكشيد . بيشتر...

در همان حال كه بهروز آموزش ميدهد دزد هم در حال تمرين است كه ناگهان پريده و كيف بهروز را ميقاپد و قصد فرار دارد كه بهروز ژست كاراته يا كانگ فو به خود ميگيرد.

بهروز:‌تعريف از خودنباشه ، چند وقتي است كه بعد از ظهرها در پارك محله هم به آموزش فنون دفاع از خود مشغولم.

دزد سعي ميكند كه او هم همين ادا را دربياورد اما كمرش ميگيرد. در اين زمان بهروز كيفش را از او پس ميگيرد.  

دزد:‌ آخ آخ آخ...من فكر كنم واقعاً بايد رو پيشنهادهاي شما بيشتر فكركنم.

بهروز:جسارت نباشه من هم فكر ميكنم يا بايستي شما شغلتون رو عوض بفرماييد يا اين كه بيشتر به مسئله ورزش كردن عنايت بفرماييد. البته من در موردخودم هم فكر ميكنم بايستي كاملاً جدي ورزش رو  پيگيري كنم. مخصوصاً بعد از ماجراهاي  امروز!

دزد:‌البته اگه جسارت نباشه يه راه ديگه هم هست(با صداي بلند) بيوك!

بيوك :‌بله رئيس!

بيوك وارد ميشود و سينه به سينه بهروز قرار ميگيرد. بهروز كاملاً مرعوب اين هيكل بزرگ كه دو برابر اوست شده.

دزد:راه ديگه پيداكردن يه شريك ورزشكاره. اين بيوك ما وزنه برداره . تعريف از خود نباشه خيلي هم حرفه ايه ، مگه نه آقابيوك!

بيوك :‌بله رئيس!

بهروز جلو ميرود وكيف را به دزد ميدهد: قابل شما و آقا بيوك رو نداره. من هميشه ميگم بايد از جوونهاي ورزشكار حمايت كرد.

دزد :‌مخلص آقا(رو به بيوك )بريم ؟

بيوك :‌بله رئيس!

دزد و بيوك ميروند. دزد در هنگام خروج برگشته و با بهروز حرف ميزند.                                                                               دزد:‌دفعه بعد كه ديدمت يادت باشه باقي اون ورزشهاي اصلاحي

                                                            رو ياد بدي!

بهروز:‌تعريف از خود نباشه چشم!(تصوير فيكس)                                

 

                       شيوا درويش

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/02/11ساعت 11:54  توسط غمزده  | 

مهدي خلجي

هيچ موضوعی به اندازه مسأله زن برای اسلام امروز دردسر نساخته است. مسلمان‌ها با انواع و اقسام نظام‌های اقتصادی کنار آمده‌اند، وارد مبادلات پيچيده مالی و پولی با دارالکفر شده‌اند و همين‌طور از آخرين دستاوردهای تکنولوژيک غرب بهره می‌گيرند. به هيچ جای اسلام‌شان هم برنمی‌خورد. برای استبدادشان از اسلام حجت می‌آورند و برای دموکراسی دينی‌شان هم در فقه نوانديشی می‌کنند و روشنفکران دينی را به ميدان می‌فرستند. خيلی از احکام فقهی را هم به راحتی می‌توانند وانهند. اگر فشارهای بين المللی افزايش پيدا کند در عربستان و ايران اجرای حدود در ملأ عام می‌تواند متوقف شود. می‌شود بسياری از احکام فقهی را عمل نکرد و شريعت را نوسازی کرد و در عين حال به سنت دينی وفادار ماند. به سخن ديگر بسياری از گزاره‌های دينی را به خطا يا صواب می‌شود تأويل‌های امروزی کرد. اما يک مسأله هست که به هيچ روی تأويل‌پذير نيست: آزادی زن. آزادی زن يعنی آزادی تن او، احترام به حقوق انسانی و حذف هرگونه تبعيض درباره وی. اگر مسلمانان آزادی زن را به اين معنا بپذيرند، ديگر هيچ چيز از شريعت‌شان باقی نمی‌ماند. يعنی اگر فقيهی بگويد زن حق دارد خود را بپوشد يا نپوشد و در حقوق ديگر مانند مرد است، ديگر دليلی وجود ندارد با همان روشی که اين گزاره‌ها را صادر می‌کند، ديگر احکام عقود و ايقاعات و معاملات و حدود و قصاص و بسياری از احکام عبادات را هم ملغی اعلام نکند. همه اقتدار فقيهان از قدرتی می‌آيد که بر زنان اعمال می‌کنند. فقيهان در برابر مسأله زنان مقاومت می‌کنند زيرا می‌دانند که اگر صلاحيت آن‌ها برای اظهارنظر درباره مسأله زن نفی شود، ديگر هيچ گونه اقتداری نخواهند داشت. بنابراين، من به آينده شريعت اسلام هيچ اميدی ندارم، چون به آينده جنبش و تلاش زنان مسلمان بسيار اميدوارم. بنيادگرايان اسلامی هيچ دشمنی به خيرگی و سرسختیِ زنان ندارند. بنيادگرايان خواستار بازگشت به گذشته و به بنيادهای اسلام هستند ولی زنان در پشت سر چيزی ندارند که بدان بازگردند و بدين روی نگاه آنان به آينده است. حرکت بنيادگرايان و زنان در دو سوی معکوس است. متفکران بسياری استدلال کرده‌اند که مسأله زنان در جهان اسلام، مسأله زنان نيست؛ مسأله سکولاريزاسيون است. نقطه اوج عرفی کردن اسلام، بريدن دست فقيهان از دادن فتوا درباره زنان است. غرض من در نوشتن اين يادداشت اشاره به اين نکته نبود؛ زيرا آنان که در قلمرو مطالعات زنان کار می‌کنند کمابيش از اين نکته آگاه‌اند و از کتاب‌ها، مقالات و پژوهش‌هايی که در اين زمينه نوشته شده خبر دارند. آنچه می‌خواهم بنويسم اشاره‌ای کوتاه به نکته‌ای است که تا کنون در زبان فارسی من چيزی درباره آن نديده‌ام و البته در زبان‌های ديگر مانند عربی و بيشتر فرانسه و انگليسی پژوهش‌های فراوانی درباره آن صورت گرفته و اميدوارم روزی بتوانم در اين زمينه نوشته‌ای مفصل فراهم آورم. بنيادگرايان و سنت‌گرايان می‌گويند اسلام در طول تاريخ تحريف شده و تغيير پيدا کرده است؛ در حالی که اسلام ناب و الگوی ايده‌آل همان اسلام پيامبر و خلفای راشدين (برای اهل سنت) و امامان (برای شيعه) است. پس بايد به اسلام نخستين بازگشت؛ اسلام قرون اوليه هجری که پاک و منزه است. بسياری از انديشمندان غيرمذهبی هم به دليل اندکی آگاهی‌شان از سنت اسلامی گزاره‌ها و بينش يکسانی درباره تاريخ اسلام دارند، اگرچه آن را نفی می‌کنند. اکنون می‌خواهم با آوردن نمونه‌هايی نشان دهم که اسلام اوليه بسی سکس‌انديش‌تر و از نظر حيات جنسی بازتر از اسلام قرون متأخر بوده است. در حقيقت می‌خواهم منش غيرتاريخی تفسيرهای سنت‌گرايانه و نيز بسياری از برداشت‌های روشنفکران را از اسلام آشکار کنم.

پيش از هر چيز ديگر بر اين نکته تصريح می‌کنم که در ميان کتاب‌های آسمانی که من می‌شناسم هيچ کتابی به اندازه قرآن اروتيک نيست. وعده‌های بهشت متمرکز است بر آميزش جنسی با حورالعين و نيز پسربچه‌ها (غلمان). چشم و ابرو و اندامی که از زنان بهشتی در قرآن توصيف شده، چقدر می‌توانسته برای اعراب جزيره العرب هوس‌انگيز و اشتهاآور باشد. (در اين باره به خصوص به دو کتاب از ابراهيم محمود پژوهشگر عرب بنگريد که هر دو را انتشارات رياض الريّس در بيروت چاپ کرده است: جغرافيای لذت‌ها در قرآن (جغرافيه الملذات فی القرآن) و سکس و قرآن (الجنس و القرآن). در قرآن آيه‌ای هست درباره آميزش جنسی با زنان از پشت (Anal sex) که تفسيرهای مفصلی از آن شده است: نساءکم حرث لکم، فأتوا حرثکم انی شئتم، يعنی زنان‌تان کشتزارهای شما هستند؛ از هر سو که خواهيد به کشتزارتان درآييد. فقيهان بسياری معتقدند که حکم جواز دخول در دُبُر زن (Anal sex) را از اين آيه میتوان استنباط کرد. فقيهان ديگری هم هستند که به کراهت شديد آن باور دارند. اقليتی هم به حرمت آن فتوا داده‌اند. خود داستان يوسف و زليخا هم آن‌اندازه به چشم فقيهان اروتيک به نظر می‌آمده که روايتی از امامان آورده‌اند که زنان را از خواندن سوره يوسف بازداريد و در عوض آن‌ها را به خواندن سوره نور (به خاطر آيات حجاب) واداريد. در قرآن لذت جنسی يکی از برترين لذت‌های اين جهان و آن جهان شمرده شده است. از روايت‌ها و حديث‌ها چيزی نمی‌گويم که مدار اغلب آن‌ها بر محور جنبه اروتيک زن است و به زن به چشم يک ابژه جنسی نگاه می‌شود. احکام مختلفی هم که برای زن صادر شده مبتنی بر همين برداشت جنسی از زن است. محققان عرب مجموعه روايات اسلامی را درباره زن به طور مستقل گردآورده و چاپ کرده‌اند که اميدوارم روزی به فارسی ترجمه شود. همه اين‌ها نشان می‌دهد که جامعه پيامبر جامعه‌ای است به شدت دل‌مشغول به سکس، به اين معنا که سکس از طبيعی‌ترين و غريزی‌ترين فعاليت‌های آدمی قلمداد می‌شده است. پيش از اسلام در جزيرة العرب هجده نوع ازدواج وجود داشته است، از جمله اين شيوه که اگر زنی هوس خوابيدن با مردی را داشت، بر سر در خانه‌اش پارچه قرمزی می‌آويخت و مردان با اين نشانه به سراغش می‌آمدند و زن با هر کدام که می‌پسنديد می‌خوابيد. زنی که با مردان مختلف می‌خوابيد، اگر آبستن می‌شد اين حق را داشت که پدر فرزندش را انتخاب کند و اغلب هم مردان از پذيرش پدری سر باز نمی‌زدند (گاهی هم انتخاب نمی‌شد مثل مورد زياد ابن ابيه؛ يعنی زياد فرزند پدرش). با پژوهش‌های صورت‌گرفته معلوم شده است که زنان پيش از اسلام و در دوره پيش از مدينه‌ی پيامبر آزادی جنسی حيرت‌انگيزی داشته‌اند. بيهوده نبود که وقتی پيامبر درگذشت، زنان اشراف مدينه در روستايی در اطراف شهر گردآمدند و جشن و پايکوبی به راه انداختند. ابوبکر آنان را روسپی خواند اما تاريخ‌نگاران امروزی اسلام ثابت کرده‌اند که آنها نمی‌توانسته‌اند کسانی جز اشراف باشند (نگاه کنيد به نوشته‌های پر اهميت فاطمه مرنيسی، پژوهش‌گر پرآوازه مغربی). پژوهش‌گری نامدار به نام خليل عبدالکريم در مصر مجموعهای از تحقيقات و کاوشهای بديع صورت داده، از جمله درباره زن در اسلام. جدا از کتاب سه جلدی مهم‌اش شدو الربابه فی احوال الصحابه (نواختن رباب، رسالهای درباره ياران پيامبر) و نيز العرب و المرأه ( عربان و زن، رساله‌ای زبان‌شناختی و تاريخی درباره بينش عربان قديم به زن) کتاب مهمی دارد با عنوان دراز مجتمع يثرب، علاقة الرجل و المرأة فی العهد المحمدی و الخليفی، نساءکم حرثٌ لکم، فأتوا حرثَکم اَنّی شئتم (جامعه يثرب، روابط ميان زن و مرد در عهد محمد و خليفه‌ها، زنان شما کشتزارهای شمايند، در کشتزارهاتان درآييد از هر جا که خواهيد). خليل عبدالکريم در اين کتاب کوچک تنها بر روايتهايی تکيه کرده از که نظر سند، هيچ فقيهی در گذشته و اکنون نمی‌تواند در صحت آن ترديد کند. نويسنده کتاب تلاش کرده تصويری از جامعه يثرب دوران پيامبر و نيز دوران ابوبکر و عمر به دست دهد، از معبر حيات جنسی آن جامعه. عبدالکريم نشان می‌دهد که چگونه پيامبر با وضع قوانينی درباره زندگی جنسی، مشکلات سختی با زنان داشته و نيز چگونه از اين راه جامعه يثرب را به مدينة النبی تبديل کرده است. جدا از مسأله روان‌شناسی خود پيامبر که مردی زن‌دوست و زن‌باره بود، وضع قوانين برای محدود کردن فعاليت جنسی عرب‌ها نخست هدف اصلی پيامبر نبود. بعدها و به تدريج پيامبر دريافت که برای پيش بردن دعوت او، بايد فعاليت جنسی هوادارانش تحت قوانين تازه‌ای درآيد و محدود شود. از جمله حکم زنا ( در آغاز حبس در خانه و بعد سنگسار) در اسلام وجود نداشت تا زمانی که پيامبر رشته جنگ‌هايی را با مخالفان خود به راه انداخت. پيامبر در اين غزوات و سَريّه‌ها ناگزير بود مردان جوان مدينه را گردآورد و به جبهه بفرستد. پس از چند جنگ، زنان به تنگ آمدند. در همين کتاب بر پايه روايتی، آمده که زنی در کوچه‌های مدينه به راه افتاد و فرياد می‌زد که آيا مردی در شهر باقی مانده تا با من بخوابد؟ آزادی زنان در ابراز ميل جنسی‌شان باعث شد که انگيزه مردان برای رفتن به جبهه تضعيف شود و بترسند از اين که زنان‌شان را از دست بدهند. حکم زنا صادر شد آن هم با چه مشقت‌هايی که پيامبر برای صدور و اجرای آن داشت. فاطمه مرنيسی که نوشته‌های وی به زبان‌های مختلف منتشر شده، در کتاب سکس و هندسه اجتماعی بر پايه مقايسه‌ای ميان فرويد و غزالی نشان داده که اساساً تصوير اسلام از زن با تصوير مسيحيت تفاوت بنيادی دارد. در اسلام زن، از نظر جنسی، اندام و روانی فعال دارد و به همين سبب، مايه فتنه مردان انگاشته می‌شود و بر اساس روايتی از امامان شيعه مهم‌ترين لشگر شيطان است. خليل عبدالکريم در نوشته خود نشان میدهد که پيامبر به رغم تلاش‌های بسيارش، می‌کوشيد فقط تا آن‌جا که به دعوتش آسيب وارد می‌شود حيات جنسی پيروانش را محدود کند، چون نه خودش به چنين محدوديتی اعتقاد داشت و نه امکان اعمال چنين محدوديتی در چنان جامعه‌ای وجود داشت. در جامعه پيامبر نه حجاب وجود داشت (حکم حجاب را عمر بنا به ضرورت‌های اجتماعی جداسازی کنيزان از زنان آزاد و به تقليد از رسم ايرانی‌ها وضع کرد) و نه جداسازی مکانی و محيطی ميان زن و مرد؛ به آن صورت که بنيادگرايان اسلامی امروزه خواهان آن هستند. (سالها پيش که در ايران بودم به درخواست خانم شهلا شرکت، مدير مسئول مجله زنان، کتاب خليل عبدالکريم را به تمامی ترجمه کردم. خانم شرکت از خوف خداوندانِ سنت و قدرت نتوانست آن را چاپ کند. اکنون که دور از ديارم، هيچ نسخه‌ای از آن ترجمه ندارم). حاصل آن‌که در قرون اوليه اسلام، زندگی جنسی بسيار آزادانه‌تر و روابط ميان زن و مرد بسيار بازتر از ادعای امروز بنيادگرايان بوده است. سبب آن نه آزادی‌خواهی اسلام که طبيعت مهارناپذير جوامع انسانی آن دوران بوده است. از اين گذشته بيان مسائل جنسی برای پيامبر و امامان و گفت‌وگو با آن‌ها در اين باره بسيار آسان و عادی بوده است. کسی از امام صادق پرسيده است که آيا مرد می‌تواند فرج (عضو جنسی) زن خود را ببوسد؟ امام صادق پاسخ داده چه لذتی از اين بالاتر! روی همين بنياد، ادبيات اروتيک نيرومندی در جهان و تاريخ اسلام شکل گرفت که بی‌گمان با مسيحيت قابل مقايسه نيست. امروزه مردم مسلمان و حتا نخبه‌گانشان آگاهی چندانی از اين گنجينه اروتيک ندارند و بنيادگرايانی که اين ادبيات را می‌شناسند، هم، به انواع شيوه‌ها از جمله حذف و سانسور و تحريف می‌کوشند تا سنت اسلامی را پيراسته از آن فرانمايند. ادبيات اروتيک اسلامی، به واقع، شگفت‌انگيز است. نوشته‌های اروتيک اسلامی واقعاً قابل مقايسه با ادبيات اروتيک قديم اروپا و نيز کشورهايی مانند چين قديم است. تنها هم نوشته نيست. آن‌ها که در غرب زندگی می‌کنند کافی است به بخش شرقی موزه‌های اروتيک بروند و ببينند چه تخيل فعال جنسی در مينياتورهای اروتيک اسلامی به کار رفته است. ماه پيش در کپنهاک به يکی از اين موزه‌ها رفتم. بسياری از آن‌چه ما گمان می‌بريم که ابداع غربی‌های امروزی است، در واقع در تخيل مسلمانان قديم وجود داشته؛ از سکس گروهی گرفته تا سکس لزبين‌ها، سکس هموسکسوئل‌ها و انواع و اقسام حالت‌های مختلف آميزش. همه اين مينياتورهای اسلامی که به دست هنرمندان مسلمان پديدآمده، سراسر نظام گفتار بنيادگرايان را نقض می‌کند. آن هنرمندان ميناتوريست در باورشان به اسلام کمتر از بنيادگرايان صادق نبوده‌اند. در لايدن که بودم، توجهم به نسخه خطی کتابی جلب شد به فارسی که در کتابخانه ثروتمند دانشگاه نگهداری میشود: لذةالنساء؛ لذتی که زنان از سکس می‌برند و لذتی که از سکس با زنان می‌توان برد. اين نسخه مربوط به سال 1731 است، يعنی قرن هجدهم ميلادی. چيزی نيست که در اين کتاب يافت نشود. کتاب، متن و تصوير است؛ شبيه شاهنامه‌های قديم. انواع و اقسام آميزش‌های جنسی مرد و مرد، مرد و زن و زن و زن در اين کتاب با تصوير و شرح جزييات دقيق آمده است. من عکس چند صفحه از کتاب را خريدم. از همه جالب‌تر برای من آن بخشی بود که درباره علل گرايش زنان به سکس با همديگر (زنان لزبين) توضيح می‌داد: «از زنی پرسيدند که زنان را در سُحق (آميزش جنسی با زن ديگر) چه لذت حاصل میشود؟ گفت: زنان را شهوت بسيار است و اکثر آن است که زن را هنوز شهوت (ارگاسم) حاصل نشده باشد، مرد فارغ می‌شود؛ زن بی ميل مقصود برمی‌خيزد. به اين سبب زنان سُحق را بر جماع (آميزش با مردان) ترجيح می‌دهند». گمان نکنيد که نويسندگان کتاب‌های اروتيک در اسلام مشتی اديب از خدابرگشته ملحد بوده‌اند. مهم‌ترين کتاب‌های اروتيک به زبان فارسی و عربی به دست فقيهان نوشته شده است؛ از لذة النفوس و متعة العروس تفرشی گرفته که در حقيقت يک Lovers Guide بی‌کم و کاست است تا دائرةالمعارف اروتيک ارزشمند شيخ نفزاوی، از فقيهان سده دهم هجری با عنوان رَوح العاطر و نزهة الخاطر که در قرن نوزدهم به فرانسه ترجمه شده و همين چند ماه پيش هم در قطع رحلی و با تصاويری بديع (که اصل برخی از آن‌ها در موزه لوور پاريس است) در پاريس دوباره منتشر شد: Cheikh Nefzaoui, Le Jardin Parfumé, Manuel d’Erotologie Arabe, Edition Méditerranée, Paris, 2003, سيد نعمت الله جزائری، شاگرد برجسته علامه مجلسی در حديث و فقه، کتابی دارد با عنوان زُهَر الربيع (شکوفه‌های بهار). چه کسی باور می‌کند که محدث و فقيهی درباره نوزده شيوه آميزش از پشت با زن شرح دقيق و موبه مويی بدهد؟ يا چگونگی لذت بردن از آميزش با مردان و امردان؟ يا استفاده زنان از آلت جنسی مصنوعی مردان در تاريخ اسلام سابقه‌ای طولانی داشته باشد؟ يا آميزش زنان با يکديگر چنين سنت نيرومندی پشت سر داشته باشد؟ در اين کتاب‌ها روايت از پيامبر و امامان در کنار تجربه شخصی آدم‌های معروف و نيز تجربه‌های نويسنده کنار هم آمده است، با قصه و حکايت و طنز و مطايبت. واقعاً بنيادگرايان اسلامی در برابر اين نوشته‌های تاريخی برای گفتن چه دارند؟ فقيهان قم و نجف که اين کتاب‌ها را بر سر بالين خود می‌گذارند و شب به شب می‌خوانند، آيا می‌دانند که وقت فتوا از کدام اسلام سخن می‌گويند؟ فقيهان قديم البته می‌دانستند. کتب فقهی قديم را باز کنيد. چقدر احکام فقهی می‌يابيد درباره آميزش با حيوانات، آميزش با مرد با زن و استمنای (Masturbation) زن يا مرد. اينها نشان‌دهنده چيست؟ اگر فقيهان در کتاب‌های فقهی خود تنها به حکم فقهی اين کارها نظر داشته‌اند، در کتاب‌های اروتيک خود تنها و تنها به لذت جنسی‌اش پرداخته‌اند. لذت جنسی در تاريخ اسلام نتوانسته حذف شود، ميان زن و مرد کسی نتوانسته ديوار بکشد، غريزه طبيعی را هيچ مرجعی نتوانسته مهار کند، پس اسلام‌گرايان امروزی چرا بزرگ‌ترين دشمن خود را بدن انسان و به ويژه تن زن تعريف کرده‌اند؟ گاهی در گفت‌وگوهای شفاهی با دوستانم گفته‌ام که شايد هيچ کابوسی برای حکومت مذهبی ايران بالاتر از اين نباشد که روزی پنجاه زن بی حجاب در يکی ازخيابان‌های تهران جمع شوند و حکومت قدرت سرکوب آن‌ها را نداشته باشد. از ياد نبريم که آزادی انسان روی تن‌اش بنا می‌شود. پس نوشت: سال‌هاست که مسأله اسلام، زن و بدن يکی از دل‌مايه‌های اصلی مرا در مطالعات‌ام شکل می‌دهد. ادبيات اروتيک اسلامی و ايرانی عرصه دست‌نخورده‌ای است برای پژوهش‌های گسترده از منظر مردم‌شناسی تاريخی، تبارشناسی مفاهيم، تحليل گفتار و تأويل متن. کاری که روزی بايد در ايران نيز صورت گيرد و محققانی که به دانش‌های نو و روش‌های تازه آشنايی دارند به سراغ اين متون بروند. آن‌چه بالا آوردم تنها اشاره‌ای است وبلاگی به پهنه‌ای از پژوهش‌ها، نه بيشتر. نوشتم تنها به خاطر وعده‌ای که به يکی دو خواننده ناشناس کتابچه داده بودم، ذيل مطلب «دريغی بر ولتر ايرانی». در ازدحام و تراکم کاری که دارم و ذهنم بيشتر مشغول رساله بيهقی است، نوشتن بيشتر و منسجم‌تر در طاقتم نيست. اميدوارم که خواننده شکيبا اگر آهنگ نقدی جدی دارد، دست‌کم به چند کتابی که در نوشته بالا آوردم بنگرد و تنها روی ذهنيت خام و شفاهی داوری نکند. روزگاری اگر فرصتی شد (و البته حمايت مالی داشتم، چون منابع اروتيک اسلامی در کتابخانه‌های مهم جهان پراکنده است) تأليفی در اين باب پديدخواهم آورد؛ اما پيش از آن، شايد فارغ‌تر که شدم، يک کتاب‌شناسی درباره منابع اروتيک اسلامی به دست دهم، برای آ‌ن‌ها که جوياي شناخت تاريخی اسلام هستند.

سکس، جنسيت و عشق در عرصه عمومی جامعه ايران

 

مهدی جامی

در محل کنفرانس در آکسفورد

 

محمد توکلی در آخرين سخنرانی کنفرانس گفت که مفاهيم زندگی خصوصی و عرصه عمومی مداوما در حال تغيير است

 

يکی از تفاوت های عرصه عمومی با زندگی خصوصی تفاوتی است که اين دو عرصه از نظر زبانی دارند. و يکی از مهمترين تفاوت های پذيرفته شده گفتگو از سکس و اشارات جنسی است.

کنفرانس زندگی خصوصی و عرصه عمومی در ايران معاصر که در آکسفورد برگزار می شد صبح روز دوم با گفتاری از دکتر همايون کاتوزيان آغاز شد که نشان می داد تا چه حد مرزهای زبانی در اين زمينه می تواند شناور باشد.

 

دکتر کاتوزيان با اشاره به سنت ادبی هجو و هرزه درايی - که به يک معنا زبان پورنوگرافيک است سابقه طرح تعبيرات جنسی در زبان شعر را به قديمترين دوره های ادب فارسی رساند. از آنجا که شعر رسانه مهمی برای ارتباط و انتقال مفاهيم در عرصه عمومی بوده است بسياری از اين تعبيرات جنسی در واقع زبان خصوصی را به زبان و بيان عمومی وارد می کرده است.

 

از سنايی غزنوی و سوزنی سمرقندی تا يغمای جندقی و قا آنی شيرازی شعر هجو و زبان هرزه درا سابقه ای طولانی دارد و به نحوی دو حوزه خصوصی و عمومی را به هم می آميخته است. اما اگر از آن سابقه چيز زيادی در خاطره جمعی باقی نمانده است در عوض ابيات زيادی از شاعران عهد مشروطه که در هجو رجال سياسی و اوضاع مملکت گفته اند هنوز از زبان مردم ايران شنيده می شود. بيشتر اين ابيات از ميرزاده عشقی و ايرج ميرزا ست.

 

گفتگو از سکس

بخش ديگری از منابع زبانی متون مذهبی است که فارغ از لحن تند و تيز هجو با زبانی توصيفی يا توصيه ای بخشی از مسائل جنسی را برای آموزش های زناشويی و يا توضيح احکام در برگرفته اند. فائقه شيرازی از دانشگاه تگزاس، در گفتار خود، تحليلی از حليه المتقين علامه مجلسی ارائه کرد تا نشان دهد چگونه در اين کتاب با بی پرده ترين زبان در باره معيارهای انتخاب همسر و شيوه های آميزش و پسند و ناپسند دينی دراين زمينه گفتگو شده است.

 

نکته ديگری که مورد توجه وی قرار داشت بررسی مکان هايی در عرصه عمومی بود که در همان نقش سنتی خود محلی برای ارتباط زندگی خصوصی و عرصه عمومی اند. يکی از شاخص ترين اين مکان ها دکان های عطاری است که بر اساس مشاهدات او محل مراجعه زنان و مردان بسياری است که دارای مشکلات جنسی از ناتوانی تا ناباروری هستند. درعين حال با فراگير شدن نياز به آموزش های جنسی، شماری از مراکز مدرن هم وظيفه آموزش های زناشويی را برای زوجهايی که آماده ازدواج آماده می شوند برعهده گرفته اند و از حمايت دولت نيز برخوردارند.

 

شرم و گفتگو

به اين ترتيب، با آنکه به نظر می رسد ممکن است گفتگو از سکس از شکل تابو خارج شده باشد اما ويلم فلور پژوهشگری که برای بانک جهانی کار می کند در گفتاری در باره بيماريهای آميزشی در ايران نشان داد که هنوز شرم گفتگو کردن از مسائل جنسی يکی از مسائل مهم در پنهان ماندن بيماری و، بنابرين، آمار واقعی بيماريهای جنسی است.

 

 

ويلم فلور از جمله به نقش شرم در گفتگوی عمومی از بيماريهای جنسی تاکيد کرد

 

اگر دليل شرم در مواردی به شخصيت فرد مربوط باشد در سطح اجتماعی ناشی از آن است که بيماری آميزشی با زنا يا روابط خارج از ازدواج پيوند داده می شود و با توجه به محدوديت های عرصه عمومی در اين زمينه هر نوع بيان بيماری اعتراف به داشتن چنين روابطی تلقی می شود.

 

ويلم فلور همچنين نشان داد که با وجود اهميت آموزش های عمومی در باره "سکس بی خطر" (safe sex) مواد کافی در اين زمينه وجود ندارد. وی همچنين گفت که مشکلات جنسی در روستاها به نسبت شهر کمتر است اما در ميان روستائيانی که به شهرها می آيند بيشتر از ديگر اقشار شهرنشين است.

 

همه راهها به خانه ختم می شود

در بحث های پس از اين گفتار مينا معرفت که آرشيتکت و متخصص تاريخ عرصه های عمومی در تهران است اشاره کرد که فقدان عرصه های عمومی برای آشنايی دو جنس مخالف در سالهای اخير باعث شده است که خانه به عنوان مظهر حوزه خصوصی به محل آشنايی تبديل شود. در واقع با نبود عرصه های عمومی هر نوع آشنايی بزودی به خانه کشيده می شود و در خانه معمولا به سکس ختم می شود. فقدان قواعدی برای نظارت اجتماعی بر روابط دو جنس اين نوع روابط را تا آستانه هرج و مرج پيش برده است.

 

بکارت همچون زندان

در مسائل خاص زنان شايد مهمترين بحث را فتانه فراهانی از دانشوران جوان ايرانی در دانشگاه استکهلم سوئد مطرح کرد. او در بحث از مبحث کلاسيک فيمينيست ها در زمينه بکارت دختران نشان داد که چگونه مساله بکارت در واقع زندان اجتماعی زنان است و رفتار آنها را از هر جهت کنترل می کند.

 

او که برای تحقيق خود با گروهی از زنان ايرانی مهاجر در سوئد مصاحبه کرده است بر اساس اظهارات اين زنان گفت که نگهبان اصلی مساله بکارت دختران، مادران آنها و در واقع زنان نسل قديمترند. آنها نه تنها به دختران جوان خود آموزش می دهند که از ارتباط با جنس مخالف پرهيز کنند بلکه رفتار دختران را در کودکی نيز بر اساس حفظ بکارت آنها کنترل می کنند. يکی از اين زنان توضيح داده است که چگونه مادر او از پريدن و جست و خيز کردن او را برحذر می داشته تا بکارت او صدمه نبيند.

 

بکارت و رازآلود شدن بدن

مصاحبه شونده ديگری توضيح داده است که يک بار وقتی کودکی 8 ساله بوده و از درخت بالا رفته و افتاده و زخمی شده است، مورد معاينه خشن سه زن فاميل قرار گرفته تا ببينند بکارتش آسيب ديده يا نه؛ در حالی که کسی به او نمی گفته که اصلا بکارت چيست. به نظر فتانه فراهانی رازآلود نگه داشتن مساله بکارت به عدم شناخت زنان از بدن خود و نيازهای جنسی می انجامد و حتی پس از زناشويی زنان را نسبت به آميزش دچار احساس گناه می کند.

 

بعلاوه، فرهنگ تهاجمی گروهی از مردان خانواده در "دفاع از ناموس" حتی در مهاجرت نيز بر سر زنان سنگينی می کند و آنها را برای آشنايی با مرد مورد علاقه خود دچار محدوديت می سازد. وقوع چند قتل ناموسی در سوئد برای مثال باعث شده است که زنان مهاجر در هر آشنايی اوليه ناچار به توضيح اين نکته باشند که مردان خانواده آنها لزوما از جنس همان مردانی نيستند که به آن قتل ها دست زده اند.

 

فرهنگ پدرسالار

شهلا اعزازی جامعه شناس و استاد دانشگاه تهران در گفتار خود به مشکلات زنان در رابطه قانونی و عرفی يعنی ازدواج پرداخت. او زنان ايران را به سه نسل تقسيم کرد و گفت که هر يک از آنها انتظارات و مشکلات متفاوتی در ازدواج های خود دارند. وی نشان داد که چگونه بالا بودن مهريه که گرايش عمومی در ميان نسل پس از انقلاب يا نسل سوم است ناشی از فقدان قوانين موثر برای حمايت مالی از زنان پس از طلاق است.

 

او با تحليلی از موقعيت زنان در ايران آنها را نيرويی بالنده معرفی کرد که هر چه بيشتر نقش اجتماعی پيدا می کنند اما وضعيت آنان در تضاد با فرهنگ پدرسالار و يکجانبه نگری جنسيتی حاکم قرار دارد.

 

پديده مزاحمت خيابانی

مهسا شکرلو روزنامه نگار ايرانی تبار در کاليفرنيا بخشی از اين تضادها را در گفتار خود مطرح کرد. او گفت که مزاحمت خيابانی برای زنان يک تجربه روزمره شده است. بخشی از اين مشکل ناشی از پراکنده بودن روسپيان در سطح خيابانهاست و بنابرين هر زن مسافری که در خيابان منتظر تاکسی است ممکن است به چشم روسپی ديده شود. بخش ديگر از مشکل به اين واقعيت برمی گردد که در ايران نظام تعريف شده ای برای اتوموبيل هايی که بتوانند مسافر سوار کنند وجود ندارد و زنان برای تشخيص اينکه کدام اتوموبيل مسافرکش است و کدام شکارگر جنسی بايد به حدس و گمان متوسل شوند و رفتار دفاعی خاصی را بياموزند.

 

 

مهسا شکرلو: زنان می خواهند در همه عرصه های عمومی سهيم شوند

 

در عين حال برای پرهيز از عدم امنيتی که ناشی از آشفتگی در اين بخش از سيستم حمل و نقل است زنان ترجيح می دهند هر جا بتوانند از اتوموبيل هايی که برای آژانس های خصوصی کار می کنند استفاده کنند. گرايش زنان به استفاده از "آژانس" هر چه به شب نزديک شويم بيشتر می شود.

 

وی بر اين نکته تاکيد داشت که زنان ايرانی امروزه می خواهند در همه عرصه های عمومی سهيم شوند اما اين امکان به نسبت مساوی برای آنها وجود ندارد و خالی از دغدغه و احساس عدم امنيت نيست. او برای نمونه ای از علاقه زنان برای سهيم شدن در عرصه های عمومی که تاکنون عرصه های مردانه شناخته می شده اند به تلاش زنان برای ورود به ورزشگاه آزادی در بازی های فوتبال اشاره کرد.

 

چراغ های رابطه خاموش اند

يک عرصه ديگر از مسائل زنان در عرصه عمومی موقعيت خانواده ها و زنان اقليتهای مذهبی است که موضوع کار الهام قيطانچی از کالج سانتا مونيکای کاليفرنيا بود. او برای کار خود بررسی رمان زويا پيرزاد را اساس قرار داده بود: چراغ ها را خاموش می کنم. به گفته او اين اولين رمانی است که زندگی خصوصی زن ارمنی را به عرصه عمومی جامعه ايران معرفی می کند. اين موضوع از اين جهت اهميت دارد که جامعه مسلمان ايرانی معمولا در باره اقليت ها و از جمله اقليت ارمنی دارای کليشه ها و پيشداوری هايی است که ناشی از بدفهمی و عدم رابطه اجتماعی با آنهاست.

 

بنابرين، ارمنی ها ناچارند برای اينکه درعرصه عمومی باقی بمانند تفاوت های مذهبی و عرفی خود را به زندگی خصوصی خود محدود و در واقع آن را تا حدود زيادی پنهان کنند. رمان پيرزاد می تواند در افزودن بر دانش عمومی از ارمنيان نقش مهمی داشته باشد بويزه اينکه با استقبال وسيعی روبرو شده است.

 

سينما، زن و عشق

زيبا ميرحسينی نيز که در مردم شناسی و همزمان مستندسازی در حوزه زنان و خانواده فعال است گفتار خود در باره زنان و عشق در سينما را با يادکرد نقش بازيگران زن ارمنی در سينما و تئاتر ايران آغاز کرد؛ زنانی که به لحاظ اجتماعی آمادگی بيشتری برای حضور در عرصه عمومی سينما داشته اند.

 

 

زيبا مير حسينی فيلم نوبت عاشقی را آغاز رهيافت تازه ای به عشق در سينمای ايران دانست

 

زيبا ميرحسينی بر دو فيلم خاص در تاريخ سينمای ايران تاکيد گذاشت که هر دو در سالهای پس از انقلاب ساخته شده اند: نوبت عاشقی ساخته محسن مخملباف و شوکران ساخته بهروز افخمی. به نظر او نوبت عاشقی آغاز رهيافت تازه ای به عشق در سينمای ايران بود. اهميت نوبت عاشقی فقط از اين لحاظ نيست که به رابطه جنسی خارج از ازدواج و عشق مثلث پرداخته است بلکه بويژه اين جهت در آن برجسته است که سه بار يک مساله واحد را با تغيير جای زن و مرد و نوع تصميم گيری آنها روايت می کند: در روايت اول زن عاشق می شود و شوهرش او را می کشد، در روايت دوم همان مرد عاشق می شود و زن او را می کشد و در روايت سوم شوهر از کشتن زن خود به دليل عشق زن به مرد ديگری منصرف می شود.

 

فريده و فريدون

تغيير جای آدمها بخوبی وضعيت زنان را در جامعه مردسالار برجسته می کند. مهناز افخمی نيز در روز نخست کنفرانس می گفت اگر می خواهيد ببينيد در متنی تبعيض جنسيتی وجود دارد جای فريده را در آن مثلا با فريدون عوض کنيد. اگر به نظرتان عجيب آمد که همان گزاره ها در باره فريدون هم صادق باشد با گزاره هايی تبعيض آميز روبرو ييد.

 

به نظر زيبا ميرحسينی در سينمای امروز ايران زنها ديگر در باره عواطف عاشقانه و جنسی خود ساکت نيستند. او فيلم شوکران را از اين نظر برجسته دانست و گفت هر گاه سينمای سالهای آغازين را با سينمای امروز ايران مقايسه کنيم در می يابيم که جنبش زنان پيش رفته است و زن از صورت قربانی و انفعالی خود خارج شده است و چهره ای فعال پيدا کرده است.

 

او گفت اينکه حضور زنان در سينما امروز دارای جنبه منفی نيست و به زنان هنرپيشه به چشم بد نگريسته نمی شود بسيار مهم است زيرا زنان بايد بيرون بيايند و پذيرفته شوند و پذيرفته شدن آنها در سينما نشانه تغييرات مهمی در حضور آنها در عرصه عمومی است.

 

از شاه و شيخ

در حالی که مطالعات مختلفی در باره مسائل زنان در مواجهه با عرصه عمومی در کنفرانس مطرح شد دو گفتار شاخص نيز به دو شخصيت مرد اختصاص داشت. عباس ميلانی مولف سرشناس کتاب معمای هويدا که کار جديد خود را در باره زندگی محمدرضاشاه انجام می دهد در گفتار خود به شخصيت و زندگی او پرداخت.

 

 

عباس ميلانی سويه های تازه ای از زندگی شاه ايران را مطرح ساخت

 

اگر شاه شخصيتی بود که زندگی خصوصی اش در سايه نقش او در عرصه عمومی قرار گرفته بود حورا ياوری که در حوزه روانشناسی ادبيات کار می کند در مطالعه زندگی حاج شيخ ابراهيم زنجانی نشان داد که اين روحانی فعال عصر مشروطه چگونه در زندگينه خودنوشت اش فعاليت های خود در عرصه عمومی را مطرح نکرده است و در عوض گزارش جاندار و بی سابقه ای از زندگی خصوصی يک روحانی ارائه کرده است.

 

دوست همجنسگرا

عباس ميلانی از شاه چهره ای ميان پسر يک سرباز و پادشاهی که از سر اکراه قبول سلطنت کرده ارائه داد. کسی که ترديدهای هملت وار داشت و هر گاه خود را در قدرت می ديد به پهلوان تبديل می شد اما مرتبا داروی ضد افسردگی مصرف می کرد. پادشاهی که 5 بار در سالهای مختلف پيشنهاد کرد که سلطنت را واگذارد و از کشور خارج شود. ارتباط نزديک شاه با ارنست پرون که دارای تمايلات همجنسگرايانه بود از نکات کمتر بحث شده در زندگی خصوصی شاه بود. آندو در دوره تحصيل وليعهد جوان در سوئيس با هم آشنا شده بودند و پرون برای سالها پس از پادشاهی او نيز دوست شاه باقی ماند.

 

شيخ رمان نويس

شيخ ابراهيم زنجانی چهره ای که حورا ياوری در سومين روز کنفرانس به بررسی زندگی او پرداخت از کسانی است که در سالهای اخير پس از انتشار زندگينامه اش به شخصيت قابل بحثی تبديل شده است. او که اولين کسی است از روحانيون ايران که به نوشتن رمان روی آورد، زندگينامه خود را نيز رنگ رمان داده است و همزمان بسياری از تابوهای اجتماعی خود را زيرپا نهاده است.

 

زنجانی نه تنها به توصيف دقيقی از چهره و ظاهر همسرش می پردازد بلکه از عشق خود به دخترعمويش نيز که تمام عمر با او ماند آشکارا حرف می زند. اما زنجانی که شخصيت مهمی در جريانات مشروطه است و در محاکمه شيخ فضل الله نوری نقش مدعی العموم را داشت و حکم او را نوشت، به طور کلی از نقش خود در عرصه عمومی چشم می پوشد و به هيچيک از مسائل مهمی که در جامعه او گذشته و خود او در آن نقش داشته نمی پردازد. او به اين ترتيب بين تاريخ شخصی خود و نقش اش در عرصه عمومی شکاف انداخته است.

 

مسکوب و وحدت شخصيت

از اين نظر اثر شاهرخ مسکوب به نام روزها در راه استثنايی می نمايد. علی بنوعزيزی که در روز آخر کنفرانس صحبت کرد و به ارائه نتايج پژوهشی در باره هويت و تعريف افراد از "من" خود پرداخت در باره مسکوب گفت که او با جزئيات بسيار در باره احساسات و ناکامی ها و خطاها و سوء تفاهم های خود در مسير زندگی شخصی و سياسی اش صحبت کرده است. اثر مسکوب نشان می دهد که مساله اصلی برای ايرانيان تقسيم بندی آنها از عواطف و افکاری است که می توانند از آن صحبت کنند و يا فکر می کنند نبايد از آن صحبت کنند.

 

حورا ياوری در نقد شيخ ابراهيم زنجانی می گفت که نمی توان دو عرصه عمومی و زندگی خصوصی را از هم جدا کرد و فرد محصول اين هر دو است. مسکوب از شواهد استثنايی در اين زمينه است. کسی که دارای وحدت شخصيت است و ميان خلوت و جلوت اش فاصله نمی اندازد.

 

وبلاگ رسانه وحدت در هويت

وبلاگ ها به عنوان رسانه جديدی که اين موضوع را متحول کرده است نيز مورد توجه کنفرانس بود و ژانت الخانيان که برای تز دکترای خود رسيدگی به نقش وبلاگ ها را در عمومی کردن حوزه خصوصی بررسی می کند به ارائه گزارشی از اطن حوزه تازه پرداخت. او گفت که ايرانی ها دو جور زندگی دارند: زندگی خصوصی و زندگی عمومی؛ وبلاگ آن را يکی کرده است.

 

جايی عجيب برای درددل

در پايان جلسات روز دوم کنفرانس فيلم يکساعته ای با عنوان زنانه پخش شد که در يک توالت عمومی زنانه در پارکی در تهران فيلم گرفته شده بود. اين فيلم تکان دهنده و پرقدرت که ساخته مهناز افضلی است فرصت بی نظيری برای آشنايی با دنيای زيرزمينی و حرفهای خودمانی زنانی از پايين ترين اقشار جامعه فراهم می کند. زنان و دختران جوانی که معتاد يا روسپی و فراری اند و به راحتی با يکديگر و در مقابل دوربين دردل می کنند و چيزی برای پوشاندن ندارند.

 

آنها ا زعشق ها و ناکامی ها و دوستی ها و خيانت ها در زندگی خود می گويند و سرمايه صميميت خود را با هم تقسيم می کنند و همزمان چهره پوشيده و پنهان اين بخش از جامعه زنان ايران را عريان می سازند. زنانی که به طرزی شگفت آور از کليشه رايج در باره زن بی دست و پا رهايند ولی هر قدر هم دست و پا داشته باشند، به دليل گرفتاری در يک دايره بسته، نمی توانند زندگی خود را تغيير دهند.

 

راهی برای پيدا کردن زبان گفتگو از سکس

کنفرانس زندگی خصوصی و عرصه عمومی در جامعه ايران برای نخستين بار فضای آکادميک را به زندگی جاری مردم پيوند زد. با اين کنفرانس مسير مطالعات ايرانی بی شک تغيير کرده است و زمينی تر و دموکراتيک تر و بدردبخورتر شده است. در واقع ورود اين کنفرانس به موضوع زندگی خصوصی و عرصه عمومی هم مصداقی است از همان موضوعی که محمد توکلی طرقی مدير علمی کنفرانس در آخرين سخنرانی بر آن تاکيد کرد: اين دو مفهوم در حال تغيير دايمی هستند.

 

اين کنفرانس همچنين سنگ بنای تازه ای را برای يافتن زبان مناسب برای بررسی مسائل مربوط به سکس و جنسيت گذاشت. در واقع گرچه کنفرانس به رابطه زندگی خصوصی و عرصه عمومی پرداخت اما همزمان چالشی بود برای اين نياز که با چه زبانی می توان از زندگی خصوصی در عرصه عمومی گفتگو کرد. چالشی که در گزارش حاضر نيز بازتاب داشته است.

 

کالج سن آنتونی آکسفورد محل برگزاری کنفرانس

 

 

 

 

 

 

 

 

 

عشق ورزی درد انگیز

دکتر حسین فرهمند سکسولوگ

 

عشق بازی یکی از لذت بخش ترین فعالیت های انسانی است. آ نگاه که هم رایی و همراهی باشد , دو تنی که در هم می آویزند و در هم می پیچند , با ناز و نوازش , با بوس و کنار می آغازند ، به تماس پوست ها و تن ها می رسند و آنگاه با فریادی اوج لذت و کامیابی خود را انگار به جهان اعلام می کنند. این بهترین حا لت رابطه ی جنسی است . این وضعیت ، اما در بسیاری از زوج ها ، وضعیتی آرمانی و دست نیافتنی باقی می ماند . بسیاری از عشق بازی ها " میان- مایه " ( médiocre) می مانند و پیش تر نمی روند . در آ ن نه اوج و فرازی هست و نه هم رایی و همراهی . زن و مرد ( در رابطه ی دو جنسی) « hétérosexuel »به کمترین یا به کم دردسرترین رضا یت می دهند ، با هم می خوابند و تنش های عصبی را آ رام میکنند. هر یک به دلایل گوناگون چنان دور از شادمانی جنسی هستند که هم - آغوشی بیشتر به ادای وظیفه می نماید تا به عشق ورزی . عشق که واژه ی بزرگی است ، معنای زندگی است ، به کناری نهاده می شود و آمیزش تسلا بخش جای عشق بازی می نشیند . بد تر از این هم هست . در این نوشته می خواهم به همین بد تر ها بپردازم : انواع دردهای هنگام عشق ورزی در زن و مرد. این عشق ورزی های درد زا ، یا درد انگیز، تنها ناشی از گرفتاری های جسمی - فیزیکی ( organique) نیست بخش بزرگی ریشه در روان و رفتار و ارتبا ط ما با آن فرد مشخص دارد . همه را به خلاصه خواهیم دید .

 

آمیزش دردناک در زنا ن :

حدود بیست در صد خانم ها یی که به مطب سکسولوژی مراجعه می کنند از درد نا کی آمیزش جنسی گله دارند ، در بیشتر موارد سبب این درد آماده نبود ن زن برای پذیرش مرد در درون خود است . اگر بانو به اندازه ی کافی تحریک نشده باشد ، ماهیچه های زیر شکمی اش خوب شل نخواهد شد، مهبل ( vagin) خوب خیس و لزج نخواهد بود ، در چنین حا لتی دخول ( pénétration) بی تردید نا خوش آیند و شاید درد زا میشود . نوشتم که علت درد می تواند جسمی یا روانی باشد، در بسیاری افراد هر دو علت با هم وجود دارند.

 

علت های جسمانی

هر بانویی که احساس درد در نزدیکی می کند بد نیست که ابتدا خودش کمی دستگاه جنسی اش را "معاینه " کند ببیند آیا جای زخمی ، جوش خوردگی ای، تغیر بافتی حس می کند یا نه ؟

 

می تواند با انگشت خود در یابد که آیا نقطه ی حساس و درد ناکی در واژن وجود دارد ، قسمتی از واژن منقبض شده یا کشیدگی غیر عادی دارد ؟ به دقت توجه کند : ¤ آیا درد تنها علامت است یا همراه با درد سوزش و خارش هم هست ، ¤ ترشح غیر عادی و احتما لأ چرکی هم وجود دارد یا نه ؟ ¤ آمیزش دردناک در زمان های بخصوصی در رابطه با خونروی ماهانه پیش می آید ؟ ¤بعضی وضعیت های هم آغوشی دردناک است یا هر نوع عشق با زی ؟ ¤درد در تمام مدت آمیزش وجود دارد یا تنها در شروع دخول ،یا در پایان دخول ،یا چند ساعت پس از دخول ؟ توضیح این نکته ها به پزشک در تشخیص بیماری کمک میکند.

 

1- دردهای ابتدای دخول

وقتی شروع " دخول" دردناک است شک پزشک پیش از هر تشخیص د یگری باید متوجه عفونت بشود . ¤بیشتر وقتها, عفونت مثانه(cystite) ¤گاهی عفونت قا رچی (mycoses) ¤بیماریهای آمیزشی (Infection Sexuellement Transmissible ) ¤بیماری های پوستی مثل اگزما ¤ناهنجاریهای اندامی - تشریحی (anatomique ) : پس از آ بستنی دشوار ، اپیزیوتومی بد دوخته شده ¤به ندرت انقباض و سختی لیگا مان ها ¤پرده بکارت سفت و سخت ¤نا هنجاری های ساختمان مهبل (malformations vaginale )

 

بیشتر این دسته از مشکلات را میتوان با معاینه بالینی تشخیص داد .

 

2- دردهای عمقی مهبل (vagin )

این درد ها ناشی از بیماری های دستگاه جنسی رنان است :

 

   ¤فیبروم های رحمی

   ¤کیست های بزرگ تخمدان

   ¤اندومتریوز ( که می تواند باعث نازایی و درد ماهانه هم شود)

   ¤جراحی و درمان هورمونی

   ¤زخم های سر رحم

   ¤عفونت لوله ها (salpingite)

 

مشکلات روانی

بانویی که از دخول کمی وحشت دارد ، عضلات پیرامون دستگاه جنسی اش منقبض می شود و ترشح لیز مهبلی نخواهد داشت . هر کوششی برای دخول دردناک خواهد بود . با هر تلاش مجدد برای عشق-ورزی دور باطل : « کوشش برای دخول وحشت از درد انقباض عضلات و خشکی واژن پیدایش درد واقعی » برقرار می شود و به تدریج امکان آ میزش طبیعی کم و کمتر . ریشه های این نوع وحشت از دخول را باید در روانشناسی بیمار جست : ¤خوف از بیماریهای آمیزشی، ¤تصور بزرگی نرّگی(la verge) ونبود جای کافی برای آن ، ¤نگرانی از توانایی خود در کام بخشی به همسر ¤برخوردها و دعواها با همسر همه ی اینها به شکل « درد » در آ میزش ظاهر می شوند . گاهی هم علت واقعی درد نهفته تر است و در تناقضا ت نا خود آگاه جا دارد . این دردهای « روانی » آمیزش ، با تد بیرهای گوناگون روان درمانی مدرن بهبود پذیر هستند : ¤ روش رفتار - ادراک درمانی (TCC : Thérapie Comportementale et Cognitive) ¤ خواب بری و خود خواب بری (Hypnose et Autohypnose)

  یادگیری شل کردن عضلات(Relaxation )

  در مان جنسی (Sexotherapie )

  درمان اختلالات زناشویی (Thérapie de couple)

 

همراه با این روش ها، می توان از داروهای آرام بخش و محلول های لیز کننده (lubrifiant ) نیز استفاده کرد.

 

خشکی مهبل

یکی از مهم ترین علل دردناکی آمیزش است. در فرانسه 10% خانم ها گرفتار خشکی واژن هستند. این خشکی در بیشتر موارد موقتی ا ست اما می تواند تاثیر های ناگوار و دراز مد ت بر میل جنسی بگذارد. بررسی آماری موسسه ی لویی هاریس در سال 2003 نشان داد که 68% زنان آشنا به این گرفتاری هستند. برای بیشتراین خانم ها کفتگو در این باره راحت تر بود تا بحث مثلا در باب مشکلات روابط جنسی یا بیماری های آمیزشی. بیشتر خانم ها به د نبا ل درمان این مشکل هستند اما بیست و یک در صد هم کاری برای حل گرفتاریشان انجام نمیدهند و میگویند اهمیتی ندارد و خودش خوب خواهد شد. 57% خانم ها معتقد ند که خشکی واژن یکی از مهمترین عوامل پیدایش مشکلات در زندگی زناشویی شان شد .دو گروه از بانوان حساسیت بیشتری به این مشکل نشان دادند ...

   ¤خانم های زیر فشار عصبی (stressée )

   ¤خانم های زیر چهل سا ل در 5% خانم ها یی که هیچ درمانی را پی گیری نکرده بودند ، هر نوع رابطه جنسی قطع شد. دیگر از مهمترین علت های خشکی واژن یا ئسگی است اما به نظر می رسد که خانم ها ی یائسه ، خشکی واژن را آسان تر تحمل می کنند . پژوهش ها نشا ن می دهند که هر چه زندگی جنسی پیش از یائسگی پر بار تر و جو شان تر با شد ، سکسیت پس از یائسگی هم شکوفا تر خواهد بود . از سوی دیگر زنانی که زندگی جنسی رضا یت بخشی نداشته اند ، یا ئسگی را بهانه مناسبی برای تعطیل روابط جنسی می یا بند .حال آن که یائسکی لزوماً با کاهش میل جنسی همراه نیست ، نگرانی آبستنی دیگر وجود ندارد ، فرزندان بزرگ شده اند و بار وظایف مادری کمتر شده ؛ حالا می توان به خود وبه همسر پرداخت و نگذاشت تما یل جنسی رو به سردی رود. برای درمان خشکی واژن از سه روش استفاده میشود ¤مواد مرطوب کننده موضعی ¤درمان با هورمون های جانشین ¤درمان جنسی (Sexotherapie)

 

آمیزش دردناک در مردان

در مردان دو نوع درد داریم

  درد نرّگی (Verge Pénis = ) در حال خیزش ( Erection )

  درد هنگام انزال ( Ejaculation )

 

درد نرّگی

این درد ها یا ناشی از بیماری پیرونی ( La Peyronie ) ست ، یا بیماری های مربوط به نرّگی ختنه نشده. 1- بیماری پیرونی فیبروز ستون های غاری (Corps Cavrneux) ست . این قطعه های فیبروزه می توانند ضخیم و کلسیفیه شوند. نتیجه کج شدن نرٌگی به سمتی ست که پلاک فیبروزه وجود دارد. در چنین حالتی دخول مشکل و گاهی نا ممکن ست. درمان در بیشتر موارد جراحی ست و حذف پلاک فیبروزه. 2- تنگی حلقه ی پیرا پوست ( Prépuce ) = بیماری فیموسیس ( Phimosis ) چنین تنگی و چسبندگی خیزش را دشوار و آمیزش را دردناک می کند. بیشتر اوقا ت این چسبندگی همراه با کوتاهی لگام نرٌگی (frein du pénis ) ست. گاهی این تنگی و چسبندگی چنان شدید ست که کلاهک نرٌگی ( gland du pénis ) را می فشارد، این را پارا فیموسیس می نامیم و یکی از اورژانس های پزشکی ست . گاهی کوتاهی لگام منجر به پارگی آن در حال عشق-ورزی یا خود-ارضایی می شود. این پارگی درد و خون ریزی چشمگیری به همراه دارد، اما عارضه ی خوش خیمی ست. دردهای انزال 1- عفونت های پیشابراه ( urétrites ) : بیشتر ناشی از عفونت های آمیزشی ( IST : Infection Sexuellement Transmissible ) ست. معمولا این بیماری ها با ترشحات مجرای ادراری همراهند. 2- عفونت های ادراری : معمولا همراه با سوزش هنگام ادرار 3- عفونت اسپرم : کمتر شایع ست . در جوانان پیش از هر تشخیص دیگر باید به کلامیدیا شک برد. آزمایش و درمان زوج ((partenaire را نباید از یاد برد . در هر سه مورد آزمایش ادرار و اسپرم ضروری ست و گاهی نیز اکوگرافی پروستا ت. شکستگی نرٌگی شاید شکستگی منا سب ترین واژه برای این حاد ثه نباشد : در نرّگی استخوانی وجود ندارد که بشکند یا نشکند. اما این اصطلاح کمک می کند که ماجرا را آسان تر درک کنیم. هنگام عشق-ورزی با یک حرکت نا بجا ، مرد ناگها ن صدایی شبیه شکستن استخوان می شنود ، درد شدیدی حس می کند و می بیند که بیضه هایش ورم کرده. نگاهی به عضو دردناک نشان می دهد که انگار نرّگی شکسته. واقعیت این ست که غشاء سختی (Albuginée ) دور نرّگی و ستون های غاری را می پوشاند. این غشاء می تواند در اثر فشار و حرکت های کمی « آکروباتیک » پاره شود. این غشاء در نرّگی خوابیده ، نرم و با انعطاف ست ؛ اما در هنگام خیزش ) (Erection سفت و سخت می شود و می تواند پاره شود ، « بشکند ». در چنین حادثه اِِی باید به سرعت به اورژانس مراجعه کرد، تا رسیدن به اورژانس باید نرّگی را با پارچه ای پر از یخ پانسمان کرد تا هماتوم بد تر نشود. پارگی غشاء با شنیدن جریان حادثه و معاینه با لینی عضو بیمار تشخیص داده می شود. درمان جراحی ست : تخلیه هماتوم و ترمیم غشاء پاره. هماتوم تخلیه نشده می تواند فیبروزه شود، به نرّگی شکل و حا لت غیر طبیعی بدهد، به کارکرد طبیعی خیزش آسیب های جدی برساند و سرانجام به ناتوانی جنسی منجر شود. درمان بهنگام و چند هفته استراحت عشقی پیشگیر چنین ضایعاتی ست. در عشق- ورزی هم ( چون بسیاری دیگر از زمینه های زندگی ) با کمی احتیاط ، و فقط کمی ، می توان بسیار لذت برد و نه خود و نه عضوی از خود را برباد داد.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/02/11ساعت 11:34  توسط غمزده  |